تبليغاتX

دخترک پاییز

عاشقانه

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

من که تو بن بست غربت سهمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز

شب عاشقونه ی من چه حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد

ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدانگهدار

 

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم

 

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 16:57 توسط زهرا |


http://i7.tinypic.com/24vs17n.jpg 

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی

 

دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

 

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 15:22 توسط زهرا |


تولدت یک سالگیت مبارک وبلاگ جونم

اصلا باورم نمی شه یه سال گذشت چه زود انگار همین دیروز بود واقعا چه راحت می گذره روزا چه اتفاقاتی که نیوفتاد واسم بعضیا خوب بعضیا بعد ولی گذشتن و این یه درس شد برام خلاصه بگذریم امروز تولد وبلاگم اولین تولدش خوش اومدین

کیک تولد وبلاگم

The image “http://www.freedsbakery.com/uploads/9S/e5/9Se53bWJXaNeewX0rMZr4g/Happy-Birthday-Mommy-Diva.jpeg” cannot be displayed, because it contains errors.

http://ahadpop.googlepages.com/happy-birthday13.jpg

ar00sakek00ki
 

The image “http://img.123greetings.com/eventsnew/birth_flowers/1008-011-41-1040.gif” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:13 توسط زهرا |


باورم کن بی تو تنهام            تو نباشی سرد دنیام

 
 

بزار أدما بدونند                 عاشقم عاشقی رسوا

 
 

اگه روزی بدونم که           تو دیگه منو نمی خوای

 
 

اگه دنیا منو بخواد            بی تو من دنیا نمی خوام.

 
 

بی تو من یه بی پناهم              تو قشنگترین پناهی

 
 

دستامو بگیر تو دستات             لحظه دل بی قراری

 

 

 

لحظه دل بی قراری

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 10:17 توسط زهرا |


یکی را دوست میدارم

آری ، یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …

او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…

او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…

یکی را دوست میدارم …آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …

قلبم او را دوست میدارد و من  هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…

یکی را دوست میدارم ، همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد و مرا با

خود به دشت دوستی ها  برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش

مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد… 

یکی را دوست میدارم ، همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون در گوشم


زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد …

یکی را دوست میدارم ، همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من

آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …

او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم
 

می باشد…آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…


آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…یکی را دوست میدارم ،

 
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ،

بمان و تسلیم  احساسات  پاک من باش…می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم....

می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است .....

ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای ستاره
 

درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من  و در پایان ای همدم زندگی من

،با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را دوست میدارم… فقط تو را…!

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:4 توسط زهرا |


 نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخت پار بر موج رها رها رها من

زمن هر آنکه او دور
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ستاره ها نهفتند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من

ستاره ها نهفتند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من

دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
هوای گریه با من

نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخت پار بر موج رها رها رها من
 

زمن هر آنکه او دو
چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک از او جدا جدا من

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:1 توسط زهرا |


شب بود و خموش
چهره تاریکش دل من را لرزاند
و من افسرده کشیدم بر خود
بار اندوه غمی جان فرسا
دردم از آن عشق دیرین بود
غصه ام از او جدا ماندن
دردم از آن بود
غصه ام از او... 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:48 توسط زهرا |


کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت:بازی.به نوجوانی گفتند عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی. به جوانی گفتند عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت. به پیرمردی گفتند عشق چیست؟گفت: عمر.

 به عاشقی گفتند عشق چیست؟

چیزی نگفت. آهی کشید و سخت گریست

پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتش است .

گفتم : مگر آن را ديده ای ؟ گفت : نــــه در آن سوخته ام.

The image “http://www.dostan.net/cl_upload/ftfscy.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:34 توسط زهرا |


کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است
فرشته وار شبی را به خواب من بگذر.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:20 توسط زهرا |


http://i10.tinypic.com/2el9jsx.jpg 

من گمان میکردم دوستی همچو سروی سبز
چهار فصلش همه آراستگیست
من چه می دانستم هیبت باد زمستانیست.........؟
من چه میدانستم سبزه می پژمرد از بی آبی .......
یخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست
قلب ها از آهن و سنگند
" قلب ها بی خبر از عاطفه اند"

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:15 توسط زهرا |


              
 
زندگي رودخانه اي ست از فنا تا به فنا.
زندگي اصلا پديده اي منطقي نيست.
منطق ساخته و پرداخته ي ذهن ماست.
زندگي،حيرت در شگفتي هاست؛
پرسه زدن در زيبايي هاست.
زندگي،معامله نيست،
تجارت نيست؛
شهود عاشقانه ي اشياست.
زندگي،زماني معنا دارد كه سفري در جاده ي عشق باشد.
زندگي،سفراست.
كساني كه جايي در گوشه و كنارها اطراق مي كنند،زندگي
را مي بازند.
انسان بايد آواره و پرسه زن باشد،
انسان بايد خانه به دوش باشد؛
هر جا كه اُتراق شود، زندگي در آن جا مي ميرد.

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:0 توسط زهرا |


سلام .. همين !
 
امروز آمده ام تا به بهانه سالروز تولدم وبلاگم رو به روز كنم اما نمي دونم چي بگم !
 
 من در چنين روزي به دنيايي كه نمي دونم سرانجامش چه خواهد شد لبخند زدم !
 
 
 
اي وجودي كه وجودم زوجودت بوجود آمده است   ***   قربان وجودي كه وجودم زوجودش بوجود آمده است
 
 
من
 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 2:44 توسط زهرا |


 چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي

مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي

شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي

 مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز

 مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 15:34 توسط زهرا |


 

مرا عجز و تو را بيداد دادند      به هر كس هر چه بايد دادند

برهمن را وفا تعليم دادند          صنم را بي وفايي ياد دادند

گران كردند گوش گل پس آنكه    به بلبل فرصت فرياد دادن

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 15:14 توسط زهرا |


http://darkdiary.ru:8080/photo/alone_girl.jpg
کاش میشد تا کنی باور مرا

اشک چشم و آه سوزان مرا

کاش میشد در زمان بی کسی
 
حس کنی سردی دستان مرا

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:53 توسط زهرا |


هیچ گاه فاصله ها حریف خاطره ها نیستند

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 14:29 توسط زهرا |


يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم 

                      وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...

 

 پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

 

                            گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم...

 

يادمان باشد ســـر سجاده عشــــــق

 

                       جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...

  

يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم

 

 

                     گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...

 

 يادمان باشد اگـر خاطرمان تنها ماند

 

                 طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:11 توسط زهرا |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 19:31 توسط زهرا |


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 18:12 توسط زهرا |


Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:57 توسط زهرا |


۱. دوستت دارم ،  نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر  شخصيتي كه  من در هنگام  با تو بودن پيدا مي كنم. 

2. هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه  چنين  ارزشي دارد  باعث اشك ريختن تو نمي شود 

3. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ،  به اين  معني نيست  كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. 

4. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد  ولي  قلب تو را  لمس كند . 

5. بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن  است كه  در كنار او باشي  و بداني  كه هرگز به او نخواهي رسيد

6. هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد  عاشق لبخند تو شود 

.7. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،  ولي  براي بعضي  افراد تمام دنيا هستي 

.8. هرگز وقتت را  با كسي كه حاضر نيست  وقتش را با تو بگذراند ، نگذران 

.9. شايد خدا خواسته  است كه ابتدا  بسياري  افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص  مناسب را ،  به اين ترتيب. وقتي  او را يافتي  بهتر مي تواني شكرگزار  باشي. 

۱۰. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش  كه خود را  مي شناسي  قبل از آنكه  شخص ديگري را بشناسي  و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . 

1۱. زياده از حد  خود را تحت فشار نگذار ،  بهترين چيزها  در زماني اتفاق مي افتد  كه انتظارش را نداري

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 17:39 توسط زهرا |


کلاس عشق

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ "

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "

استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."

استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 15:7 توسط زهرا |


آدم ها مثل کتابن از روی بعضی ها باید مشق نوشت ... از روی بعضی ها باید جریمه نوشت ... بعضی ها رو باید چندبار خوند تا معنیشونو بفهمیم ... و بعضی ها رو باید نخونده دور انداخت

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:55 توسط زهرا |



__________________
گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:54 توسط زهرا |


من عشق را درتو

تو را در دل

دلم را موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش ، خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:53 توسط زهرا |


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:20 توسط زهرا |


غروب تنهایی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:5 توسط زهرا |


من از نگاه دو چشمت ترانه می سازم

                   برای گریه ی امشب بهانه می سازم

  هزار تیر دعا را برای دفع بلا

                   به سوی تو ای نازنین روانه می سازم

  من آن پرنده ی تنها و بی کسم اما

                   برای عشق تو صد آشیانه می سازم

  و لحظه لحظه ی این عشق را مینویسم از اول

                   و قصه ای از نوع ِ عاشقانه می سازم

  نه از پرنده و دریا نه از مسافر و تنها

                   من از نگاه دو چشمت ترانه می سازم

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:38 توسط زهرا |


می شود رنگ  نگاه یاس را

با نگاه آبیت پیوند داد

می شود در باغ همپای نسیم

به شقایق یک سبد لبخند داد

می شود با بال سرخ عاطفه

تا فراسوی افق پرواز کرد

می شود با یاری حسی لطیف

عشق را با یک تپش آغاز کرد

http://i3.tinypic.com/15hy2dv.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:20 توسط زهرا |


http://haste.persiangig.ir/image/44u283s.jpg

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 13:40 توسط زهرا |



HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386


Links

غریبه اشنا
کلبه’عشق
هر جور که دوست داری برداشت کن
عاشقانه ها
I Love You
dostiegol
دلتنگیها
مریم من
غریبه
منصور طلائي
دوستی
بی بی جون مثل هیچکس
درد دل
عشق
الهه ی عشق
همه چیزمسخرست.نه؟
مریم پاییزی من
rooidad
˙·▪•●ღ♥ღ عاشق دل سوخته ˙·▪•ღ♥ღ
(*~بهشت را به بها دهند نه به بهانه~*)
افسانه دختر کویر
نامردی تا کی؟
ســــــــودا
سوگند به عشق
عاشقانه
.•*..*•اشك يار.•*..*•
گل مریم
بوی گندم
فریاد
نغمه های پائیزی
پرستوی افق
غم بی غم باشه گلم
عشق زیباست
مسافر شهر آرزوها
روزهای بی کسی
عشق _ پاییز
دختر دریا
عاشقانه ها"
صداي پاي آب
عشق....
مردان عاشق سیاه پوش
پاییز
عشق زیباست
ارامش پاییز
دردِ دل من و تو
به جون ستاره هامون
عشقولانه
اختصاصی
سلام حسین (ع)
افسون
دل نوشته های یه نسل سومی
اسی خونآشام
گل بانو
یکی بود یکی نبود
mm312
جام دل
عشق یعنی باران
روزهاي بي خاطره...هفته ي خاكستري...
شبگریه های عشق
اخرین تلاش
ایمان
دختر پاییز×××پاییز زیبا
ما چند نفر
شهاب سنگ
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :