|
|
قصه ی عشق
دختري از پسري پرسيد كه منو قشنگ ميبيني ؟ پسر گفت نه دختر پرسيد ميخواي تا آخر عمر كنارم بموني؟ پسر گفت نه دختر پرسيد اگه از من جدا بشي گريه ميكني؟ پسر گفت نه دختره آهي کشيد و اشک از چشماش جاري شود پسر بازوهاي او را فشرد و گفت: تو قشنگ نيستی بلكه زيبايي من نميخواهم كه تا آخر عمر با تو بمانم من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم اگه تو بري من گريه نميكنم من ميميرم |
|